REZA


آرشيو مطالب

اسفند 1395

مرداد 1393

تير 1393

اسفند 1392

بهمن 1392

دی 1392

آذر 1392

مهر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

خرداد 1392

موضوعات

شعرترکی

هوشنگ جعفری

شهریار

فضولی

واحد

نسیمی

کریمی مراغه ای

نباتی

صابر

سایراشعار

نظامی گنجوی

صمدوورغون

خاقانی

حیران خانیم

طیّب مشگینی

فوتبال

تراختور

گسترش فولاد

کتاب الکترونیکی

PDF

جاوا

کلیپ ترکی

عناوین مطالب وبلاگ

لینک دوستان

قالب وبلاگ

اسرا موزیک87

امین یکا

Azarbayjanni

خرید ونوس مگس خوار

دریافت نتایج تراختورباsms

سایت اشتراک لینک آذربایجان

سایت رسمی گسترش فولاد

سایت رسمی یوفا

سایت رسمیafc

سایت رسمی آژاکس

سایت رسمی گالاتاسرای

سایت رسمی پاریسن ژرمن

سایت رسمی یوونتوس

سایت رسمی اینتر میلان

سایت رسمی آث میلان

سایت رسمی لیورپول

سایت رسمی منچسترسیتی

سایت رسمی آرسنال

سایت رسمی چلسی

سایت رسمی بورسیادورتمند

سایت رسمی منچستریونایتد

سایت رسمی بایرن مونیخ

سایت رسمی رئال مادرید

سایت رای دهی به تیم هاوبازیکنان

سایت‌تراختورلینک

ردیاب جی پی اس ماشین

ارم زوتی z300

جلو پنجره زوتی

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان شخصی و آدرس reza-f.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا


نويسندگان
REZA

نويسندگان
تراختورشعری , شعرترکی , صابر , تورکی شعر , تورکی شعری , دده قورقود , شعر عزرائیل و مریض از استاد کریمی مراغه ای , نقل و انتقالاتگسترش فولاددر فصل 92-93 , اوستاد هوشنگ جعفری زنگانلی , کریمی مراغه ای , علی آقاواحد , ابرغان , واحد , نباتی , شعرترکی طنز ,


درباره وبلاگ



به وبلاگ من خوش آمدید

پیوند های روزانه

حواله یوان به چین

خرید از علی اکسپرس

دزدگیر دوچرخه

مستر قلیون

یکانسر

آی کیو مگ

تمام پیوند های روزانه

مطالب پیشین

هاردا قالیبسان

دوبیتی های زیبای ترکی برای smsو...

ترجمه ترکی شعر حافظ

شعرجدیدتورکی برای تراختور

سرعین-کریمی مراغه ای

بیلمه‌یه جکسن!-علی آقا واحد

سندن-حامدماکویی

بنزه مز-حامدماکویی

یاسلی ساوالان-بارز

وصال وقتی-یونس کریمی

ترجمه شعرحافظ-محمدنقی ناصرالفقرا، مشهور به آذر پویا

ترجمه شعر حافظ-اکبر مدرس اول متخلص به شیوا

ترجمه ترکی یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور-طیب مشگینی

ترجمه ترکی دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند-طیب مشگینی

رسواى جهان-حیران خانیم

جمالین یوسف کنعانه بنزر-حیران خانیم

یخولوب عباسیم-غفاری اردبیلی

سن سیز-شعرترکی

سن اولارسان-خاقانی

بیلدیم کی بو نازیندان بیر لحظه دایانمازسان-خاقانی

تبلیغات


تبلیغات



آمار بازديد

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 46
بازدید ماه : 33
بازدید کل : 94809
تعداد مطالب : 110
تعداد نظرات : 12
تعداد آنلاین : 1


مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران


گرفتار

هر عاشق اولان عشقه گرفتار اولابيلمز

هر خورما ساتان ميثم تمار اولابيلمز

مخلوق خداوند اوزونه اولميان عاشيق

 حق عاشقه تك صاحب ايثار اولابيلمز

دونيا مالونا شهرتينه وورقون اولانلار

انفاق ايلهمز طالب ديدار اولابيلمز

ماموره اگر رشوه يماخ اولماسا عادات

مظلوملارين قاننه ظالم سورا بيمزا

ميمون تكين هر سوزه تقليد ايلينلر

انديشه اديب صاحب افكار اولابلمز

صابر يمه غم هر گونين ئوز قصه سه واردور

مفرق پاراسه گوهر شهوار اولابيلمز



:: برچسب‌ها: شعرترکی,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 16 خرداد 1392




بير ميلتين بير تاخيمي

 

بير ميلتين بير تاخيمي                       ايكي گوزون تك باخيمي

ائلين گوجو سئلين گوجو                     تراختوروم ائلين گوجو

بو جوانلار كيمليك اوچون                    منيم تيميم تيراختورون        

تيراختوروم آذربايجان                        جانيم اولسون سنه قوربان

تيراختورون دوشماني چوخ                  نه گوزل كي عقلي ده يوخ  

راسيست لر فاشيست لر                        تيراختورلا دوشمنديلر

تيراختوروم قالماز يولدا                       وطن اوغلو ساغدا ،سولدا

ائليميزده اولوم يوخدو                          يوردوموزدا بولوم يوخدو

يوردوم منيم ناموسوم دير                      اونا قوبان بو جانيم دير

ياشاسين منيم آنا يوردوم                       قاراداغلي ال ور دوردوم

 



:: موضوعات مرتبط: تراختور، ،
:: برچسب‌ها: تراختورشعری,

نوشته شده توسط REZA در یک شنبه 5 خرداد 1392




تراختور

اگر آن تیم تبریزی رباید جام برتر را
به مرد ارشدش بخشم، نه تافتون، بلکه بربر را

اگر هر تیم فوتبالی ستاره در برش دارد
"تراختور" بهر خود دارد همانجا "دب اکبر" را

 "تونی اولیویرا" شاد گردد وقت بردن ها
  به وقت گل زدن هم "رقص لزگی ها" دلبر را

"90" روزی، 90 بار از "تراختور" قصه می سازد
 بیا "عادل" تمامش کن، تو تکرار مکرر را

"چرا وقتی نشان می داد درصد را  آقا فردوس پور می خند؟!"
چرا برد اعتبار و ارزش آن تیم احمر را ؟

"تراختور" جان! تو که دیروز بودی صدر جدول ها  
  چرا شیششم شدی، کندی تو امشب لنگه ی در را !

الا ای تیم تبریزی که کردت قدرتت مغرور   
 برو پیدا بکن از بین مسئولین، مقصر را

همه ترکان تبریزی و ترکان سمرقندی
هواداری کنند اما، ندیدی سیل لشگر را

 "عمواوغلی" قیسّا یاز، بس دی ، سوزون چوخدور گئجه گچدی
 اونوتما سن تراختوری ، رها کن شعر و دفتر را!

شعر از : بهمن وخشور(عمواوغلی)
 



:: موضوعات مرتبط: تراختور، ،
:: برچسب‌ها: تراختور,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




کوراوغلو

کوراوغلو (به ترکی آذربایجانی: Koroğlu)‏ قهرمان حماسی مشترک میان اهالی آذربایجان و ترکمن است.

باعث این قیام مهتری سالخورده به نام علی ملقب به علی کیشی است. وی پسری موسوم به روشن (کوراوغلو) دارد و خود، مهتر خان بزرگ و حشم‌داری است به نام حسن خان. روایت کوراوغلی در جغرافیای وسیعی از قفقاز، ایران، افغانستان، آسیای مرکزی و برخی نقاط دیگر گسترده‌است. در این جغرافیای وسیع، روایت کوراوغلی در قالب نمونه‌های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، ارمنی، گرجی، ازبکی، ترکمنی، خراسانی، قشقایی و حتی توبولها یا گروههای تاتار در سیبری سروده شده‌است.

وجه تسمیهٔ کوراوغلو

حسن خان بر سر اتفاقی بسیار جزئی که آن را توهینی سخت نسبت به خود تلقی می‌کند، دستور می‌دهد چشمان علی کیشی مهتر خود را درآورند و وی را کور کنند. پس از این واقعهٔ تلخ، روشن پسر علی کیشی لقب کوراوغلو به خود می‌گیرد. کوراوغلو به ترکی یعنی کورزاده یا پسر مرد کور. برخی دیگر وجه تسمیهٔ آن را به گووراوغلو یعنی زادهٔ پهلوان جنگجو می‌دانند. همچنانکه کوراوغلی در زبان ترکمنی، گوراوغلو تلفظ می‌شود.

سرآغاز قیام

علی کیشی پس از کور شدن به دست اربابش با دو کره اسب که آنها را از جفت کردن مادیانی با اسبان افسانه‌ای و دریایی به دست آورده بود، همراه پسرش روشن از قلمرو خان می‌گریزد و پس از عبور از سرزمین‌های بسیار، سرانجام در چنلی بئل (به معنی گردنهٔ مه آلود) که کوهستانی است سنگلاخ و سخت‌گذر با راههای پیچا پیچ، مسکن می‌گزیند (هم اکنون در ترکمن صحرا دو منطقه به این نام وجود دارند؛ یکی در اطراف نیل کوه و دیگری در کنار روستای صوفیان). روشن، کره اسب‌ها را با جادو و مانند پدر خویش در تاریکی پرورش می‌دهد و در قوشابولاق (به معنی دو چشمه) در شبی معین آب تنی می‌کند و بدین گونه هنر عاشقی در روح او دمیده می‌شود و علی کیشی از یک تکه سنگ آسمانی که در کوهستان افتاده‌است، شمشیری برای پسر خود سفارش می‌دهد و بعد از اینکه همهٔ سفارشها و وصایایش را می‌گذارد، می‌میرد.

روشن او را در همان قوشابولاق به خاک می‌سپارد و به‌تدریج آوازهٔ هنرش از کوهستانها می‌گذرد و در روستاها و شهرها به گوش همگان می‌رسد.

دو کره اسب، همان اسبهای بادپای مشهور او می‌شوند، با نامهای قیرآت و دورات

عاشق جنون، اوایل کار به کوراوغلو می‌پیوندد به تبلیغ افکار بلند و دموکرات کوراوغلو و چنلی‌بئل می‌پردازد و راهنمای شوریدگان و عاصیان به کوهستان می‌شود.کوراوغلو و یارانش در مقابل ظلم ظالمان و پاشاها و خان ها می ایستند و از حق مردم مظلوم حمایت می کنند.

سرانجام کوراوغلو پس از کشمکشهای فراوان موفق می‌شود حسن خان را به چنلی بئل آورده و به آخور ببندد و بدین ترتیب انتقام پدرش را بستاند. ولی هدف او تنها گرفتن انتقام پدر خویش نبود. او حامی تمام مظلومان بود و به مبارزه خود در این راه ادامه داد.



نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




دده قورقود

 

                 دده قورقود :

 

در میان گنجینه پر بار ادبیات فولکلوریک آذربایجان داستان های دده قورقود به عنوان نمونه از داستان های حماسی- قهرمانی که ارزش تاریخی نیز دارد ، جایگاه ویژه ای به دست آورده است به طوری که سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) سال 1999 را به نام داستان های دده قورقود ثبت کرده است. همچنین مدیر کل سازمان یونسکو در نشست بین المللی دده قورقود (باکو 1379)  این کتاب را به عنوان یادگار تاریخی، فرهنگی بشریت معرفی کرده است(۱)      

داستان های دده قورقود که نه تنها در آذربایجان بلکه در بین تمام کشورهای ترک زبان به عنوان یکی از آثار زیبا و جاودان زبان ترکی شناخته شده است ، در شمار آثار فولکلوریک بی همتایی است که قرن ها پیش به وجود آمده و بعدها به کتابت در آمده و به عصر ما رسیده است. این داستان ها با شیوه ای بدیع صحنه ها و پرده هایی از دورنمای زندگی حماسه آمیز و ماجراهای پرشور گروه هایی از چادر نشینان را که در دورانی از تاریخ به سرزمین امروزی آذربایجان آمده اند و به مرور به پهنه تاریخ پر حادثه این دیار پیوسته اند را بازگو می کنند. در واقع این اثر حماسی تاریخی داستان هایی از زندگی حماسه آمیز مردان و زنان قبیله اوغوز را به تصویر می کشد که به حالت نیمه عشیرتی به اتکای روال حشم داری در پناه چادر زندگی می کردند و به اقتضای شرایط دورانی که به آن تعلق دارند، جنگاوری و مردانگی از هر افتخاری برتر می شمارند.(۲)

اوغوزها از قدیمی ترین اقوام ترک زبان به حساب می آیند که منسوب به اوغوز می باشند. زندگی و شخصیت اوغوز در طول تاریخ در هاله ای از ابهام فرورفته و با اساطیر و افسانه ها در هم آمیخته شده است. اکثریت قبیله ی اوغوز تا اوایل قرن 11 میلادی کوچ نشین بوده اند که در دیوان الغات ترک کاشغری نام 24 قبیله تشکیل دهنده آن ذکر شده اند. از قرن دهم میلادی اوغوزهای منطقه سیحون دسته دسته به جاهای مختلف مهاجرت کرده اند که گروهی از آنان نیز به مناطق آذربایجان کنونی آمدند. رواج اسلام در بین اوغوزها از سال 960 میلادی آغاز گردید اما در قرن 11 در بین آنان به صورت دین رایج درآمد.(۳)

داستان ها دده قورقود، حماسه ها و ماجراهای شکوهمندی است که این اقوام در شرایط اقلیمی جدید یعنی آذربایجان آفریده اند و از این رهگذر این دستاوردهای بدیع و زیبا با تاریخ و ادب و فولکلور آدربایجان پیوند خورده است. این پیوستگی و آمیختگی تا آن جا پیش رفته است که این داستان ها از نظر آرایش و اسلوب و زبان از اوغوزنامه(۴) های اقوام ترک دیگر آسیای مرکزی به کلی متمایز گشته و آن چنان خصلت و بافت بومی و ملی به خود گرفته است که در ادوار بعدی و پا به پای سیر و تحول فولکلور آذربایجان، سرمنشا داستان های ملی و حماسی و غنایی این دیار گشته است.(۵)   وجود داستان های دده قورقود، با تمام اصالت و اهمیت فرهنگی و تاریخی آن تا اوایل قرن نوزدهم (1815.م) بر جهان دانش و فرهنگ ناشناخته بود و تنها در عرض یک و نیم قرن اخیر است که این کتاب باز شناخته شده است و مندرجات آن زیر ذره بین و تحقیقات دانشمندان قرار گرفته است.(۶)

کهن ترین نسخه خطی از کتاب دده قورقود هنگامی کشف شد که فلیشر( Fleischer ) کتابدار کتابخانه دِرسدن آلمان درصدد تهیه فهرستی از کتب کتابخانه بود که در لیست او برای اولین بار نام کتاب دده قورقود در بین نسخ خطی کتابخانه ثبت شده است. عنوان این نسخه " کتاب دده قورقود علی لسان طایفه اوغوزان " می باشد که در 154 صفحه نگاشته شده است و هیچ اثری از نام کاتب و تاریخ کتابت درآن مشاهده نمی شود و فقط به این دلیل که تاریخ تحویل آن به کتابخانه احمد پاشا (پادشاه عثمانی) فرن 10 هجری ذکر شده است ، فلیشر نیز آن را در ردیف آثار متعلق به این دوره قرار داده است. نسخه خطی دیگر از کتاب دده قورقود در سال 1950 توسط اتور رُزی دانشمند ایتالیایی در کتابخانه واتیکان یافت شد. این نسخه مانند نسخه قبلی فاقد نام کتاب و تاریخ کتابت است و

در 109صفحه نوشته شده است (۷)

نسخه آلمانی  کتاب دده قورقود از يک مقدمه و دوازده بوي (داستان) تشکيل شده است در حالی که نسخه موجود در واتیکان فقط شش داستان از دوازده داستان را دربردارد. محققان احتمال می دهند که نشخه واتیکان از نسخه آلمانی کمی قدیمی تر باشد و با توجه به این که نسخه واتیکانی برای تمام نوشته ها حرکت گذاری الفبای عربی را انجام داده است ولی نسخه آلمانی حرکت گذاری ندارد ، این احتمال دور از ذهن نیست.

 در مقدمه کتاب درباره شخصيت افسانه اي دده قورقود مطالبي ذکر گرديده و نمونه هايي از سخنان حکيمانه ي دده قورقود که در ميان مردم به نام وي شهرت داشته است ذکر شده است. قابل ذکر است که بسياري از اين سخنان در حال حاضر نيز به عنوان آتالار سوزي (ضرب المثل) در بين مردم کاربرد دارند. هر یک از دوازده داستان نیز سرگذشت و ماجرای قهرمانانه یکی از دلاوران مرد یا زن قبیله را بازگو می کند و داستان نیز به اسم همین قهرمان نامیده شده است. بخش های پایانی تمام داستان ها مشابه می باشد و با عبارات وجملات منظوم در تمجید از قهرمان داستان و دعای خیر برای پدر و مادر و یاد از پیامبر که توسط اوزان (آشیق) و ریش سفید بزرگ ایل یعنی دده قورقود خوانده می شود داستان پایان می یابد. از مجموع دوازده داستان ، هشت داستان دورنمای رزمی، دو داستان مضمون عاشقانه و دو داستان نیز شمایل اساطیری دارد.(۸) نام داستان ها به شرح زیر می باشد که نسخه واتیکان شامل داستان های 1و2و3و4و7و12 می باشد. قابل ذکر است که داستان دومرول دیوانه سر(5) و تپه گوز(8) به خاطر ارزش اساطیری جایگاه ویژه ای دارند و همواره توسط محققان با افسانه های باستانی یونان مورد مقایسه وافع شده اند :

1-     دیرسه خان اوغلو بوغاجین بویو  ( داستان بوغاج پسر دیرسه خان )

2-    قاراچوق چوبانین بویو ( داستان چوپانی به نام قاراچوق )

3-    بای بورانین اوغلو بامسی بئیره یین بویو ( داستان بامسی بئیرک پسر بای بورا )

4-    بورلا خاتونون بویو ( داستان بورلا خاتون )

5-    دوخا قوجا اوغلی ده لی دومرول بویو ( داستان دومرول دیوانه سر پسر دوخا قوجا )

6-    قانلی قوجا اوغلو قان تورالی نین بویو ( داستان فان تورالی پسر قانلی قوجا )

7-    قازلیق قوجا اوغلو یئینه یین بویو ( داستان یئینک پسر قازلیق قوجا )

8-    بوسات اولدوردوگی تپه گوزون بویو ( داستان تپه گوز کشته شده به دست بوسات )

9-    بکیل اوغلو عمرانین بویو ( داستان عمران پسر بکیل )

10- اوشون قوجا اوغلو سگرکین بویو ( داستان سگرک پسر اوشون قوجا )

11- اوروزون بویو ( داستان اوروز )

12- سالور قازانین بویو ( داستان سالور قازان )

 

داستان های دده قورقود مانند تمام داستان های ادبیات فولوریک آذربایجان از دو قسمت نظم و نثر تشکیل شده است. نثر داستان ها ساده وروان و نزدیک به زبان گفتار می باشد و عبارات مسجع و جملات موزون و کوتاه می باشند. بخش های منظوم داستان ها ، از نظر وزن و قافیه با شعر رایج متفاوت است و بیشتر به شعر آزاد شباهت دارد که در آن احساسات و آرزوها و خواسته ها به دور از هرگونه تصنع و با طبیعی ترین شکل بیان شده است. بخش های منظوم در مجموعه داستان ها 2000 بیت می باشند و تقریبا 30 درصد متن را تشکیل می دهند.(۹)   

زبان نوشتاری کتاب اساساً به زبان های ترکی آذربایجانی و آناتولی شرقی(ترکیه) بسیار نزدیکتر از دیگر گویش های زبان ترکی می باشد. در واقع تاریخ شکل گیری متن به زمانی برمی گردد زبان های ترکی آذربایجانی و ترکی عثمانی با یکدیگر از نظر لغوی و نحوی تفاوت زیادی نداشته اند. از نظر تاریخی نیز تغییر یافتن این دو زبان مربوط به بعد از تشکیل دو حکومت مقتدر ترک عثمانی و صفوی و جدایی مرزها در این منطقه می باشد. .(۱۰) 

البته زبان داستان های دده قورقود با زبان امروزی آذربایجان از نظر کاربرد یک رشته لغات و پسوندها تفاوت هایی دارد که این تفاوت ها در درجه اول ناشی از دگرگونی ها و حذف و افزایش هایی است در طول زمان در هر زبانی رخ می دهد و در درجه ی بعد ناشی از نزدیک بودن زبان کتاب به یکی از لهجه های متداول ترکی در زمان کتابت داستانها است.(۱۱) ضمناً بسیاری از از ترکیب های لغتی کتاب دده قورقود در آثار نویسندگان وشاعران دیگر سرزمین آذربایجان جنوبی مانند شاه اسماعیل ختایی و نشاطی به کار رفته اند.(۱۲)  در مجموع  کل کتاب 350 کلمه عربی و136 کلمه فارسی به کار رفته است و بقیه لغات ریشه ترکی دارند که در بیشتر موارد لغات عربی و فارسی با مترادف ترکی خود به کار رفته اند که نشان از تازگی این لغات نزد آنان و آشنا نبودن همه ی مردم با معانی این لغات می باشد.(۱۳)    

از نظر جغرافیایی  باید گفت که در داستان ها از اماکن و آبادی هایی به نام های " دربند ، دمیرقاپی ، گنجه ، شیروان، دره شام ، الینجه قالاسی ، قاراداغ و... نام برده شده است که اکثر این اماکن در حال حاضر نیز یا وجود دارند یا مکان های دیگری در آذربایجان با همین نام شناخته می شوند وهمچنین اغلب جنگ های این قوم با ارامنه و گرجی ها می باشد که این دو نیز در همسایگی آذربایجان می باشند(۱۴)  در مجموع  با توجه به متن داستان ها و شواهد تاریخی می توان این نتیجه گیری را کرد که حوادث داستان ها بیشتر در آذربایجان و شرق ترکیه امروزی رخ داده است ولی نمی توان استدلال دقیقی از ترکی آذربایجانی یا ترکی آناتولی بودن آن داشت چون ویژگی ها وخصوصیات هر دو گویش را دارد.(۱۵)

برای اولین بار اچ-اف- فون دیتس (H.F.Von Dies) شرق شناس آلمانی در سال 1815 نسخه ای از روی اصل کتاب برای کتابخانه برلین استنساخ کرده وتحلیلی از اثر را به همراه ترجمه آلمانی داستان تپه گوز به چاپ رساند. آقای دیتس با مقایسه داستان تپه گوز دده قورقود با داستان غول یک چشم کتاب حماسی معروف اودیسه هومر گفت که هومر در سرودن اودیسه از حماسه دده قورقود اقتباس کرده ویا دست کم از مضمون آن اطلاع داشته است(۱۶) دیتس در این باره می گوید:" تپه گوز هم به غول های دیگر و هم به غول هومر از تمام جهات شبیه است اما غول اوغوز از یونانی گرفته نشده است بلکه غول یونانی تقلیدی است." (۱۷)داستان تپه گوز یادآور داستان دیگری نیز می باشد. تپه گوز هیولایی که وارد زندگی اوغوز ها شده و به آن ها حمله ور شده و آن ها را می خورد ، در نهایت راضی می شود که با گرفتن دو آدم و پانصد گوسفند برای هر روز از حمله به دیگر انسان ها خودداری کند . می دانیم که در داستان ضحاک مار به دوش در شاهنامه فردوسی نیز ضحاک هر روز از گوشت مغز دو مرد جوان و نیز گوشت گوسفند استفاده می کند. علاوه بر این ها آشیل در حماسه های یونان باستان قهرمانی رویین تن است که در شاهنامه نیز این خصلت به اسفندیار نسبت داده شده است که در داستان های دده قورقود تپه گوز نیز ویژگی رویین تن بودن را داراست. (۱۸)اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم که کدام یک از این افسانه ها کهن تر است وکدام یک تقلیدی است باید گفت که داستان های دده قورقود از آثار فولکوریک وداستان های مردمی می باشد به این معنا که اساس این داستان ها در بین مردم عادی جامعه به وجود آمده و نسل به نسل منقل گشته است و تغییراتی را پذیرفته است در حالی که فردوسی برای سرودن شاهنامه به سراغ منابع موجود تاریخی و افسانه ای رفته است و از آنها استفاده کرده است.

پس از دیتس، شرق شناس آلمانی دیگری به نام تئودور نولدکه ((Theodor Noldeko در سال 1859 کل کتاب را از نو استنساخ کرده و به ترجمه آن همت گماشت ولی او در خواندن وفهم بخش هایی از اثر توفیق نیافت و کار را نیمه تمام رها کرد. اما بارتولد دانشمند و شرق شناس شهیر روسی در بین سال های 1894 تا1910 از روی متن آماده شده نولدکه توانست متن چهار داستان به همراه ترجمه روسی آنها را در نشریات فرهنگی و ادبی زمان خود منتشر کند. در ادامه بارتولد با تلاش فراوان تمام داستان های کتاب را به روسی ترجمه کرد اما در زمان او این اثر چاپ نشد اما به همت حمید آراسلی و م.ح. طهماسب در سال 1950 اثر او در آذربایجان چاپ و منتشر شد. مشروح ترین پژوهشی که از داستان های دده قورقود به عمل آمده است توسط محرم ارگین ادیب و زبان شناس اهل ترکیه انجام گرفته است. محرم ارگین در آثار تحقیقی خود بارها به مسئله پیوستگی داستان ها با سرزمین و مردم آذربایجان تاکید کرده است. (۱۹)بولوت قاراچورلو( سهند ) شاعر و ادیب گرانقدر آذربایجان در سال 1345 در مجموعه هایی به نام  های " سازمین سوزو (پیامی از زبان سازم) ، دده مین کیتابی (صحیفه ای از بزرگان) و قارداش آندی (پیمان برادر) " داستان هایی از کتاب دده قورقود را به نظم کشیده است.(۲۰) نسخه های موجود در ایران نیز توسط محمد علی فرزانه از روی متن اصلی نسخه های درسدن آلمان و واتیکان تهیه گردیده است که در سال 1999 رسول اسماعیل زاده اثر را به زبان معاصر آدربایجان نگاشته و به چاپ رسانده است.  

      

 

 قدمت و پیشینه اثر دده قورقود

پیدا شدن دو اثر خطی از داستان های دده قورقود احتمال وجود نسخه های قدیمی تر که این دو از روی آن نوشته شده باشند را افزایش داد. در حالی که قدمت نسخه های موجود به قرن 10 هجری ، 15 الی 16 میلادی می رسد ،در آغاز سده ی چهاردهم میلادی  مورخی مصری به نام ابوبکر بن دواتداری در کتاب دررالتیجان ضمن نام بردن از اوغوزنامه ها ، توضیحاتی نیز در مورد داستان تپه گوز به شرح زیر نقل می کند :

"  کتابی که اوغوزنامه نامیده می شود، بین ترک های اوغوز دست به دست می گردد. در این داستان هیولایی به نام تپه گوز شرح داده شده است که بر اجتماعات نیاکان باستانی آنان می تازد و مردمان را به قتل می رساند و گوشت آنها را می خورد ...  . (۲۱)

آنچه حائز اهمیت است مانند همه ی داستان های حماسی اصیل مجموعه دده قورقود نیز در زمانی بس طولانی وطی مرحله های متمادی ودر شرایط تاریخی و فرهنگی گوناگون توسط نسل های متوالی آفرینش یافته ، شکل گرفته و سینه به سینه نقل و حفظ شده است.  به طور کلی در تکوین آثاری از این نوع که جنبه فولکلوریک و مردمی بودن آن به جنبه ابداع فردی برتری دارند، مسئله ابداع و پیدایش اثر یک موضوع و تاریخ تدوین و کتابت یک موضوع دیگر است. همان طور که پیش تر نیز اشاره شد هر اثر فولکلوریک نیز مطمئناً در آغاز امر گوینده و پردازنده ای داشته است اما بعد از ابداع مدت ها دربین مردم نقل گشته و پا به پای تحولات اجتماعی و تاریخی تغییر کرده است و در زمانی به دست شخصی به کتابت درآمده است.(۲۲)

در مورد داستان های دده قورقود باید گفت که باید بررسی تاریخی این اثر را به سه بخش تقسیم کرد:

 بخش نخست مربوط به آثار پیدا شده ازکتاب است که همان طور که قبلاً اشاره شد قدمت نسخه دستنویس به قرن 16 میلادی بر می گردد اما با توجه به اشارات موجود در کتاب دررالتیجان ابوبکر بن دواتدرای قدمت کتابت آن حداقل به قرن 14 میلادی برمی گردد. که این تاریخ مربوط به کتابت اثر است هرچند ممکن است کتابت های قدیمی تری نیز وجود داشته باشند.

بخش دوم مربوط به زمان شکل گیری داستانها و اتفاقات نقل شده در داستان ها می باشد. در مقدمه کتاب آمده است " در زمانی نزدیک به دوره ی پیامبر در ایل بایات(۲۳) مردی دانا به نام دده قورقود ظهور کرد . ...(۲۴) و نیز در داستان دوم یعنی قاراچوق چوبان ضمن معرفی قهرمانان اوغوز داریم " ... کسی که رفته و چهره پیامبر را دیده و برگشته است و در ایل اوغوز صحابه ی پیامبر شده است، " بوگدوزامن " آمد. " (۲۵) طبق شواهد موجود در داستان و نیز آگاهی به اینکه تمام داستان ها مربوط به دوره ای می باشد که در آن خان خانان باییندرخان رهبر اوغوزهاست می توان این نتیجه را گرفت که داستان ها به این شکل که در دست ما هستند مربوط به دوره ی ابتدایی اسلام یعنی قرن های 6 و 7 میلادی می باشند. اما با توجه به مسائل تاریخی عقیده برخی از محققان بر این است که در برخی قسمت ها حوادث قرن های 10 و 11 آذربایجان نیز بر داستان ها تاثیر گذاشته است.

بخش سوم بررسی مربوط به سرمنشا داستان ها و کهن ترین نشانه ها از نقش اسطوره هایی مانند تپه گوز و دلی دومرول می باشد. همان طور که در پیش تر اشاره شد آقای دیتس اندیشه ی باستانی بودن بودن اثر را با مقایسه بین داستان تپه گوز و اودیسه هومر و تقلیدی خواندن غول اودیسه هومر از داستان تپه گوز وارد جریان تحقیقات پیرامون این اثر کرد. علاوه بر این مقایسه، بعضی از جریان های نقل شده در داستان ها نشانگر کهن تر بودن ریشه داستان ها  نسبت به قرون 6 و7 میلادی می باشد. برای مثال هنگامی که افراد قبیله می خواهند حیوانی را به درختی ببندند از شاخه های باریک به جای طناب استفاده می کنند و نیز در برخی موارد از نیزه های چوبی استفاده می کنند که نشان در آن زمان هنوز استفاده از الیاف گیاهان معمول نشده بود و احتمالا اثری از کشف فلزات نیز نبود. درداستانی دیگر بورلا خاتون یکی از شخصیت های زن داستان ، برای آشنایی با ویژگی ها گیاهان واستفاده از خواص دارویی آنها چنین می گوید :" گرچه پایین آمدن از کوه و پای گذاشتن به دشت بازی کردن با جان است ولی خالی از برکت و خیر هم نیست. "  می توان نتیجه گرفت که زندگی هنوز وارد دشت های هموار نشده بود و

 ودر بالای کوه ها ودر غارها جریان داشته است.(۲۶)

به طور خلاصه وجود شواهدی مانند نیزه های چوبین ، کمان های زمخت و فوق العاده سنگین ، ناشناخته بودن فلزات ، تولد رازناک تپه گوز یا غول یک چشم ، آشنایی دورا دور و پر ابهام از جانوران و تشخیص ندادن جنسیت آنها ، ترس از وارد شدن به دشت و باورهای توتمیستی مانند جنبه تقدس آمیز دادن به گرگ و... نشان دهنده این موضوع می باشد که اساس وسرمنشا داستان ها نمی تواند متعلق به قرن 6 و7 میلادی باشد وبه زمان کهن تری باز می گردد. (۲۷)

بارتولد به عنوان اصلی ترین محقق کتاب دده قورقود درباره ی این موضوع می گوید:

  " اوغوزها در کرانه های سیر دریا روایات افسانه ای بابا قورقود پیرسالار وخواننده محبوب ترکها وتدوین کننده خرد قوم خود را فرا گرفتند وبا خود به باختر بردند. آثار ادبی منسوب به قورقود حتی تا به امروز هم نزد ترکمن ها باقیمانده است. در قرون وسطی در آناتولی هم این افسانه ها را می شناختند و در دوران عثمانی ها هم تا قرن هفدهم بار دیگر بیش از پیش میان ترکهای آذربایجان رواج یافت. در قرن دهم نام قورقود را نزد پچنک ها ( از افوام ترک) می یابیم. از آنچه گفته شد می توان چنین استنباط کرد که افسا نه های بابا قورقود میراث تاریخی پیش از اسلام است که اوغوزها ان را فرا گرفته وبا خود به باختر آورده اند. " (۲۸)

 

 

 

 وضعیت مذهبی  

همان طور که قبلا اشاره شد قبایل اوغوز در قرن 11 میلادی کاملا به اسلام روی آوردند وقهرمانانی که در داستان ها پا در میان دارند اسلام را پذیرفته اند و در موارد زیادی جهاد در راه گسترش اسلام انگیزه اساسی مبارزه و جنگجویی های آنان تلقی می شود. آنان دشمنان خود را کافران گمراه و بد آیین خطاب می کنند و در راه اشاعه اسلام بر آنها می تازند و هر جا کلیسای دشمن را خراب می کنند، در جای آن مسجد بنا می کنند. پهلوانان در هنگام بروز مشکلات و رو به رویی با دشمنان از آب پاک وضو می گیرند و دو رکعت نماز می خوانند و صلوات می فرستند تا به یمن و میمنت آن بر دشمن پیروز شوند. اما هنوز تمام سنن اسلامی در میان آنان رسوخ نکرده است برای مثال در محافل و مجالس صحبت از می و شراب به میان می آید و خوردن شراب نه تنها نهی نمی گردد بلکه برای زدودن غم ازدل توصیه نیز می شود. در داستان ها سوگند خوردن نیز هنوز رنگ و بوی مذهبی نگرفته است و از عباراتی مانند " قیلینجیما دوغرانیم ( به شمشیرم ریز، ریز شوم )" و " اغلوم دوغماسین، دوغسادا اون گونه وارماسین ( پسرم نزاید و اگر بزاید تا ده روز نپاید )" به جای سوگند به مقدسات مذهبی استفاده می شود. همچنین خدایی که در داستان دومرول دیوانه سر معرفی می شود با خدای اسلام تفاوت اساسی دارد. در اینجا خدا از تمجید و ستایش شادمان می شود و از توهین عصبانی می گردد و عزرائیل نیز در وضعیت عادی از یک انسان می ترسد وتنها با نیرنگ و معجزه بر انسان پیروز می شود. همین تفاوت بین خدای دومرول دیوانه سر و خدای اسلام دلیلی بر بحث کهن تر بودن ریشه داستان ها از زمان اسلام می باشد. (۲۹)

در مقدمه کتاب از پیامبر(ص)، ابوبکر،عمر،عثمان، امام علی (ع) وامام حسن(ع) به نیکی یاد شده است و  از حادثه کربلا و شهادت امام حسین (ع) به دست یزیدیان سخن به میان رفته است.(۳۰)

 از میان پیامبران علاوه بر حضرت محمد (ص) ، حضرت خضر نیز در داستان ها نقش اساسی ایفا می کند.

 

 برای مثال در داستان بوغاج پسر دیرسه خان، حضرت خضر بر سر مجروح بوغاج ظاهر می شود و سه بار دستش را بر روی زخم او می کشد و می فرماید : " تو با این زخم نخواهی مرد. "

بر اساس تفاسیر قران کریم حضرت خضر یک پیامبر آذربایجانی بوده که برای هدایت قومش مبعوث گشته است. نام اصلی او اورومیا بن ملکان بوده که گویا شهر های ارومیه و ملکان آذربایجان به یاد نام او می باشند.  (۳۱)

 

 نقش زنان

در داستان های دده قورقود زنان منزلتی ارجمند و ستایش آمیز و هم طراز با مردان دارند. در این داستان ها برخلاف بسیاری از افسانه های شرق که زن وضعی نکوهش بار به خود می گیرد ، زن با تمام عواطف انسانی و شهامت عزت اخلاقی و موقعیت بلند مادری جلوه می کند. در خانواده ها نشانی از تعدد زوجات به چشم نمی خورد و زن در همه جا هم طراز و هماورد مرد است و یکی از راه و روش های مرسوم انتخاب همسر، هماورد بودن دختر و پسر در فنون کشتی و اسب سواری و تیراندازی و شمشیر زنی است. (۳۲)

بورلا خاتون یکی از شخصیت های زن داستان ها ضمن داشتن حس مسئولیت به عنوان مادر و همسر، در اجتماع نیز حضور فعال دارد و یکی از نقش های اجتماعی او رهبری انجمن های زنان قبیله می باشد. این زنان از حقوق و آزادی های اجتماعی برخوردار بودند. آنان بیشتر روز های عمر خود را در چادر به سر نمی بردند بلکه پا به پای مردان در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی واقتصادی وسیاسی وحتی جنگ ها شرکت می کردند.(۳۳)

البته در بین جوامع ترک همواره زنان از منزلت خاصی برخوردار بوده اند و شایستگی های قابل ستایشی داشته اند. بر اساس منابع تاریخی در مقابله با هجوم اسکندر به آذربایجان یک هزار تن از زنان ودختران شجاع این سرزمین در میدان نبرد حضور داشته اند وهمچنین در جنگ چالدران نیز شش هزار نفر از زنان جنگجو پا به میدان گذاشته اند و حتی در انقلاب مشروطه نیز تعداد زیادی از زنان ودختران آذربایجان با پوشیدن لباس مردانه وارد صفوف جنگی مردان مجاهد شده اند(۳۴)

ابن بطوطه از مورخان دوره اسلامی  در سفر نامه خود می نویسد : " چیزی که در این بلاد مایه ی تعجب فراوان بود، احترامی بود که به زنان خود داشتند. مقام زن در این میان پیشتر از مردان بود.(۳۵)

 همچنین در منابع باستانی چینی شعر بلندی به نام " مولان تورکی سی " به ثبت رسیده است که مضمون آن درباره ماجرای زندگی دختر شجاعی است که یکه وتنها پای به میدان جنگ می گذارد.

منبع:وبلاگ خوش منظر

 



:: برچسب‌ها: دده قورقود,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




بیوگرافی شیخ محمدفضولی

محمد فضولی
زادروز ۸۸۵ (قمری)[۱]
حدود ۱۴۸۰ میلادی[۱].

حله (کربلا، نجف) در عراق.
درگذشت ۹۶۳ هجری قمری [۱]
۱۵۵۶ میلادی.[۱]
بغداد[۲]. کربلا[۳]
نام‌های دیگر محمدبن سلیمان
پیشه شاعر
فرزندان فضلی بغدادی[۴]
والدین سلیمان (پدر)

محمد فضولی (به ترکی آذربایجانی: Məhəmməd Füzuli)‏ یا ملا محمد بن سلیمان بغدادی ‏(۱۴۸۳-۱۵۵۶) شاعر و ادیب ترک است او را «بزرگترین شاعر ترکی آذربایجانی در سدهٔ دهم» می‌دانند. پدر وی ساکن حله در عراق امروزی بود و محمد فضولی در آن‌جا به‌دنیا آمد و در بغداد پرورش یافت از این روی، سه زبان ترکی، فارسی و عربی را به خوبی می‌دانست و به هر سه زبان شعر سروده‌است. او را یکی از پایه‌گذاران سبک هندی می‌دانند.

محمد پسر سلیمان در حدود سال ۱۴۸۳ در عراق به‌دنیا آمد.در منابع معتبر از جمله مجمع‌الخواص صفحه ۱۰۳ حله به عنوان محل تولد فضولی برشمرده شده است، اما در برخی منابع دیگر کربلا یا نجف هم آمده است. پدرش سلیمان بود که به حله مهاجرت کرد و قاضی آن شهر بود. «پدر فضولی بنا به گفتهٔ «صادق بیگ افشار» صاحب تذکرهٔ «مجمع الخواص» –که به زبان ترکی ازبکی نوشته شده– از ایل بیات بوده که یکی از ۲۲ طایفه مهاجر ترکان اوغوز می‌باشد.» او در حله و سپس بغداد تحصیل کرد و یکی از استادانش «ملک الشعرای حبیبی» از شاعران حروفی بود. حدود هفتاد ساله بود که در بغداد درگذشت.

  • دیوان اشعارترکی.

دیوان ترکی فضولی تاکنون چند بار در ایران، ترکیه وآذربایجان منتشر شده است. دیوان ترکی به تصحیح حمید آراسلی(باکو)، دیوان ترکی به تصحیح امین صدیقی(تهران-1374)، دیوان ترکی به تصحیح حسین محمدزاده صدیق(تهران) ودیوان ترکی تصحیح مژگان جونبور ودیگران(استانبول). بهترین چاپ های علمی دیوان ترکی هستند.

  • شاه و گدا
  • لیلی و مجنون
  • مثنوی بنگ و باده. . به شاه اسماعیل تقدیم شده‌است.
  • روضه.
  • حدیقت السعداء. . این کتاب ترجمهٔ روضةالشهدای حسین واعظ کاشفی است. که بر آن مطالبی نیز افزوده است.
  • صحبت الاثمار. ( گفتگو بین چند میوه است و یکی از نخستین کتاب‌های ادبیات کودک محسوب می‌شود.)
  • شکایت‌نامه.
  • رساله معما.

نمونه شعر ترکی

ای خوش اول مست، کی بیلمز غمی-عالَم نه ایمیش،   نه چکر عالم اوچون غم، نه بیلر غم نه ایمیش
بیر پری سیلسیله‌یی-عشقینه دوشدوم ناگه،   شیمدی بیلدیم سببی-خیلقت-آدم نه ایمیش.
واعظ اوصافی-جهنم قلیر، ای اهل ورع!   وار اونون مجلسینه، بیل کی جهنم نه ایمیش!
اوخو کؤکسومده ئوتوپ، قالمیش ایمیش پئیکانی،   آه بیلیدیم سببی-آهی-دمادم نه ایمیش!
ای فضـولـی! مـزه‌یی-ساقی و صهبــا بیلـدیـن،   توبه قیل تا بیله‌سن، زَرق و ریا هم نه ایمیش!

 



:: موضوعات مرتبط: فضولی، ،
:: برچسب‌ها: بیوگرافی شیخ محمدفضولی,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




بیوگرافی کریمی مراغه ای

 

میرزا حسین کریمی مراغه‌ای شاعر معاصر آذربایجانی است.او متولد ۱۳۰۶ در روشت از روستاهای مراغه است. کریمی ادامه دهنده سبک سنتی و کلاسیک شعر بود و غالبا در اشعار طنز خود رسم و رسوم زمان خود را به باد انتقاد گرفته است. اکثر اشعار او هرچند به ترکی آذربایجانی سرود شده‌اند ولی به علت مقید بودن به سبک قدیم و اوزان شعری با تعبیرات و اصطلاحات عربی و فارسی بسیاری آمیختگی دارند.یکی از ادبای جمهوری آذربایجان پایان نامهٔ دکتری خود را چند سال پیش به بررسی اشعار او اختصاص داده است.

کریمی مراغه‌ای در حال حاضر (۱۳۸۸) در شهر مراغه به زندگی و خلق آثار ادامه می‌دهد. کریمی مراغه‌ای در کنار اینکه طنز پرداز است از عاشقان اهل بیت بوده و کتابهای نوحهٔ او که از کتابهای طنز او بیشتر است. مجموعه‌های طنز او در شش جلد وبا عنوان "رنگارنگ" چاپ شده است.

میرزا حسین کریمی

تصویر شاعر کریمی مراغه ای
زادروز ۱۳۰۶
روستای روشت
محل زندگی مراغه،
ملیت ایرانی
پیشه شاعر
لقب کریمی مراغه ای
دوره جمهوری اسلامی
مذهب شیعه
آثار هفت رنگ

 




:: موضوعات مرتبط: کریمی مراغه ای، ،
:: برچسب‌ها: بیوگرافی کریمی مراغه ای,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




بیوگرافی شهریار

 

شهریار در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را -به علت شیوع بیماری در شهر- در روستاهای قایش قورشاق و خشگناب بستان‌آباد سپری نمود. پدرش حاج میرآقا بهجت تبریزی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.

حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در اداره ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.

در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومه حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های جهان ترجمه و منتشر شده‌است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عبدالخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح [نظام جمهوری اسلامی] سرود. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون شد.




:: موضوعات مرتبط: شهریار، ،
:: برچسب‌ها: بیوگرافی شهریار,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




نی نامه(ترکی)

این شعرترجمه ترکی شعرنی نامه ی مولاناست که توسط شاعرمراغه ای(حیدرعباسی متخلص به باریشماز)نوشته شده است.
گـَل ائشیت نِئی‌دن، شکایت ائیله‌ایر   آیریْلیق‌لاردان حکایت ائیله‌ایر
تا قامیْشلیق‌دان اؤزولدو الفتیم   آغلادیْب دؤنیانیْ سوْنسوز محنتیم
هجردن یانمیْش اؤرک‌دیر ایسته‌ایم   اشتیاقیْن آغریْسین، تا سؤیله‌ایم
اؤز کؤکوندن کیمسه کیم دؤشدو اوزاق   آختارار بیرلشمه‌یه داییم یاراق
جمع‌لرده آه و نالم سالدیْ ایز   موتلو هم موتسوزلا اوْلدوم دیز به دیز
یار اوْلور هرکس منه بیر ظنّ ایلن   یوْخ ایشی سینه‌مده اوْدلو سیررینن
لیک نالم‌دن دگیل سیْرریم اوزاق   گؤرمه‌مزلیک گؤزلره اوْلموش دوزاق
تن روان‌دان جان‌دا تن‌دن آیریْ یوْخ   گؤرمه‌یه جانی بو جیسمین اذنی یوْخ
نئی‌ده‌کی ناله دگیل یئل، اوْددور اوْد   بو اوْدا اوْدلانمایان جندک‌دی خوْد
نئی‌ده‌کی اوْد مئی‌ده‌کی قایناقدیْر عشق   عشق دورغون‌لوق دگیل اوْیناق‌دیْر عشق
نئی‌دی یاردان آیریْلانلار همدمی   نئیدی ییْرتان ناله‌سی ایلن پرده‌نی
نئی‌کیمی دردی، دوانیْ کیم گؤرؤب   نئی‌ده‌کی سیزقیْن نوانی کیم گؤرؤب
قانلیْ یوْل‌لاردان آچیْر سؤز اوْدلو نئی   اوْدلانانلاردان آچیْر سؤز اوْدلو نئی
بوردا هوش تاپماق باییْلماق‌دیر گؤزل   مست‌لیک ایچره آییْلماق‌دیر گؤزل
غصه‌میزدن قرنلر قالدیْ ملر   سوزونان بیرلشدی آیلار هفته‌لر
گؤنلریم گئچدی قوْی اؤتسؤن عیبی یوْخ   قال‌گیْنان سن ائی‌کی سندن غیری یوْخ
گؤن قاراتدیْ عشق‌دن پایسیْز یقین   یانقیْ‌سی سؤندوْ بالیْق‌دان غیری‌نین
پیش‌می‌شین حالیْن گؤزل خام آنلاماز   قیْسسا گل خامیْ یئتیش‌میش دانلاماز



نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




تورکی شعر

باسلام خدمت شمادرابتدااین شعرزیباروتقدیم شمامیکنم امیدوارم ازش خوشتون بیاد.

رحمه گلدون نه گوزل منله مدارا  ائلدون

نده قلبیمده کی بو درده مداوا   ائلدون

 قره گوز اوسته قرا قاشلار ایتی خنجرتک

  پیلدی باغریمی گوزیاشیمی دریا  ائلدون

آغ یوزونده قره خالون منی ایتدی قره گون

ادیمی دیللره سالدون منی رسوا ایلدون

دارادون تللری توکدون یوزوه شام و سحر

باغلادون ال قولومی محشر کبری  ائلدون

تار زلفونله چکوب داره منی اولدوردون

صونرا ویردون گئنه جان معجز عیسا ائلدون

هارا گیتدون گوزلیم منده دالونجان گلدیم

من گوزوم اوسته دئدوم هر نه تمنا  ائلدون

سویلیردیم ئوزومه وصلیوه بیر کون چاتارام

 منی سالدون اودا یاندوقجا تماشا  ائلدون

 



:: موضوعات مرتبط: سایراشعار، ،
:: برچسب‌ها: تورکی شعر,

نوشته شده توسط REZA در پنج شنبه 2 خرداد 1392




صفحه قبل 1 ... 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by yapraq This Template By

REZA

منوی اصلی

به وبلاگ من خوش آمدید

دسته بندی
لینک دوستان
آرشیو مطالب
<-ArchiveTitle->
آخرین مطالب
آخرین محصولات
نویسندگان
لینک های روزانه
برچسب ها
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 46
بازدید ماه : 33
بازدید کل : 94809
تعداد مطالب : 110
تعداد نظرات : 12
تعداد آنلاین : 1


مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران
امکانات جانبی
<-ShortDescription-> <-ProductPrice-> تومان

<-ProductPage->

<-PostTitle->
ن : <-PostAuthor-> ت : <-PostDate-> ز : <-PostTime-> | +

<-PostContent->

:: موضوعات مرتبط: <-CategoryName->،

:: برچسب‌ها: <-TagName->,
ادامه ی مطلب
.:: ::.

صفحه قبل 1 ... 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به REZA مي باشد.